تبليغاتX
دی نا
ما اهل ماندن نیستیم نازنین

این را

زخم هایمان شهادت می دهند!

                     (حسین پناهی)

                        ------------------------------------------------------------

و اما بعد!

انگار آنقدر این وبلاگ نیم بند و این قلم شکسته وبسته دارد سنگینی می کند بر گرده های این روز و روزگار٬ که تاب نمی آورد بودنش را حتی در فضایی اینقدر مجازی.

«پرتره» که جوانمرگ شد٬ حسی شبیه به لجبازی وادارم کرد که برگردم به «دی نا» یی که دوسالی بود  تعطیلش کرده بودم بنا به دلایلی. از همان اول می دانستم که دیگر عمر زیادی از دوران وبلاگ نویسی ام نمانده. نه حسی بود و نه انگیزه ای و نه حتی سرسوزنی هوای آزاد که بشود در آن  نفسی تازه کرد و بعد دوباره ادامه داد. اما از جمعه دارد به شدت هوای خوشی می وزد در این کهن دیار. هوای خوشی که اساسی سر کیف مان می آورد. زمستان دارد می رود و رو سیاهی می ماند برای آدم فروشان و جلادان و دسیسه گران.

القصه!

دی نا! این بار برای همیشه تعطیل می شود و می شود خاطره ای خاکستری کنج ذهن من. ما هم مدتی بار سفر می بندیم تا کمی در این هوای تازه نفس تازه کنیم و بعد با یک سایت ادبی و هنری برگردیم و بشویم آقای خودمان و نوکر خودمان. در این راه تعدادی از دوستان بلاگفایی هم با من خواهند بود اگر افتخار دهند.

دلم برای همهء دوستان تنگ می شود.

شادباشید و سبز!

                               ---------------------------------------------------------------------

پ.ن۱: مدیریت محترمهء «وبلاگ آدینه» من آن دیوی که شما از من در ذهن ساخته اید نیستم. اما به هر حال حلالم کنید.

پ.ن۲: آقای علیرضا شیرازی٬ مدیریت محترم بلاگفا! از اینکه هنوز آنقدر پررو و گستاخید که حتی بعد از اینهمه آدم فروشی و جنایت٬ هنوز هم حال و حوصلهء مصاحبه های آن چنانی دارید٬ ازتان ممنونم!!!!

پ.ن۳: خداحافظ! همین حالا!

+ نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 18:43 توسط علیرضا آقائی راد |

جای خالی «یک تصویر» این شماره از «دی نا»٬ منحصرا تقدیم به چشمهای مهربان تو همراه!

ببینم نگاه تو را چگونه فیلتر خواهند کرد؟!

+ نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 0:9 توسط علیرضا آقائی راد |

ممکن نیست بتوان به مردم در مقام اعضای طبقه ای خاص٬ یا توده ای از جامعه اندیشید. یا با آنها در این مقام رفتار کرد. طبقه٬ توده٬ جماعت و ... چیزهایی هستند ساختگی٬ نقاب هایی هستند بر نفرت شخص از سایر موجودات بشری. جمعیت جهان را تنها افراد تشکیل می دهند و بس!

                                 (راینابرگ/ نمایشنامهء اینجا و آنجا)

+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 23:59 توسط علیرضا آقائی راد |

این روزها اگر وقت دارید و یا می توانید در لابلای زمان کاری تان چیزی حدود ۲ساعت زمان آزاد به خود اختصاص دهید٬ از ما به شما نصیحت که آن ۲ساعت را خرج تماشای فیلم «عشق سگی» محصولی از سینمای برزیل و به کارگردانی «الخاندرو گونزالز ایناریتو» کنید. دی نا تضمین می کند که پشیمان نخواهید شد.
+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 23:56 توسط علیرضا آقائی راد |

سبز تویی که سبز می خوانمت!

بر هیچکس پوشیده نیست که در این روزهای خفقان و دیکتاتوری٬ هیچ قشری در جامعه به اندازهئ نخبگان نمی توانند به بیدار ماندن امید در جامعه کمک کنند. در راس این نخبگان٬هنرمندان به دلیل نزدیکی بیشتر با مردم و حس وحال درونی شان٬ سهم بیشتری نسبت به سایرین در قبال جامعه دارند. هنرمند همانطور که با پشت کردن به مردم و بوسیدن دست جلادان٬ می تواند خود را برای همیشه از جامعه و مردمی که سرمایهء اصلی اش هستند٬ برانده و به زباله دان تاریخ سقوط کند٬ نیز می تواند با در کنار مردم ماندن و نفس به نفس آنان شعار مرگ بر دیکتاتور دادن٬ نقش غیر قابل انکاری در زنده ماندن امید در جامعه ایفا کند.

پس به نام هنر والا و انسانیت٬ یادمان این شماره را تقدیم می کنیم به «حنا مخملباف» به پاس آنکه نگذاشت فراموش کنیم که «امید» تنها سلاحی است که می تواند پیروزمان کند!

+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 23:51 توسط علیرضا آقائی راد |

ثبت لحظه ای است از بینهایت لحظهء در گذر عمرمان. ثبت یک آن است برای جاودانگی!
+ نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 13:58 توسط علیرضا آقائی راد |

جرعه ای است که چشم در چشم هم نوش می کنیم به شکرانهء انسان و متفکر بودنمان
+ نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 13:56 توسط علیرضا آقائی راد |

از هنر٬فرهنگ و ادبیات خواهیم گفت. از نسیمی خوش در این عصر مسلول کویر پرست!
+ نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 13:48 توسط علیرضا آقائی راد |

مجالی است برای لحظه ای درنگ و یادآوری نام کسانی که دلمان برایشان تنگ می شود
+ نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 13:46 توسط علیرضا آقائی راد |

«دی نا» زین پس پوست خواهد انداخت و پلی خواهد زد به گذشته های نه چندان دورش. هویت دی نا آنسان که بر همراهان قدیمی اش پوشیده نیست٬چیزی بود ورای آنچه امروز می بینید.هدفی داشت و اندیشه ای و باوری و بماند که چه شد تا گذشت از آن هدف و اندیشه و باز بماند که چه شد که حالا باز به نقطهء آغازین بازگشته. اما آنچه می دانم این است که از این به بعد دی نا هر دوهفته یکبار٬ با چهار فصل: یادمان٬حوادث فرهنگی٬برگی از یک نوشته و یک تصویر٬میهمان دوباره و هنوز شما خواهد بود تا به سهم خود دین اش را به هنر٬ادب و فرهنگ این مرزو بوم ادا کرده و به سهم خود از مرگ تدریجی آن جلوگیری نموده و شغالان را ناامید کند.

و حالا!اگر همچنان هم پای این سفری... یاعلی!

                                                               (علیرضاآقائی راد ۷/۶/۸۸)

+ نوشته شده در شنبه 7 شهریور1388ساعت 14:18 توسط علیرضا آقائی راد |