تبليغاتX
دی نا
   عید نوروز٬یادگار کهن زرتشت و جشن زادروز طبیعت مبارک باد!

پ.ن:نوروز امسال اولین عید نیمه متاهلی من است!نوروز 

+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 12:46 توسط علیرضا آقائی راد |

آذر ماه امسال بود که به پیشنهاد دوستی عزیز و لطف بی نهایت استاد دکتر خاتمی و استاد خلیفهء اصل بخش نقد و معرفی کتاب ماهنامهء(کتاب ماه ادبیات)به من پیشنهاد شد.۳ سالی میشد از عالم مطبوعات دور بودم... یعنی خودم را دور کرده بودم. قسم خورده بودم بعد از اتفاقاتی که در مدت همکاری ام با (هفته نامهء چلچراغ) رخ داد و بعد از دیدن و شنیدن آنهمه پستی٬دشمنی و قداره کشی در محیطی به اصطلاح فرهنگی٬دیگر به عرصهء مطبوعات بر نگردم. اما هم آن دوست برایم بسیار عزیز بود و هم دکتر خاتمی نامش و استادی اش زبانم را لال می کرد در مقابل گفتن«نه»!!!وپذیرفتم.

و زین پس در بخش نقد و معرفی کتاب ماهنامهء(کتاب ماه ادبیات)در خدمت دوستان خواهم بود.

لازم به ذکر است که اولین مطلب بنده(نگاهی به رمان باد بادک باز) در شمارهء اسفندماه این نشریه به چاپ رسیده است.

                  تا چه پیش آید!!!

+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 12:36 توسط علیرضا آقائی راد |

                                     نامهء خداحافظی(گابریل گارسیا مارکز)

اگر خداوند حتی برای لحظه ای فراموش کرده بود که من یک(عروسک پارچه ای)هستم٬وبه من جرعه ای حیات می بخشید٬شاید:هرآنچه را که درفکرم می آمدبه زبان نمی آوردم٬بلکه پیرامون چیزهایی که می خواستم به زبان بیاورم٬ فکر می کردم.به چیزها به اندارهءمعنایشان ارزش می گذاشتم٬نه به اندازهءقیمت و بهایشان. کمتر می خوابیدم.بیشتر به رویا می رفتم ومی فهمیدم که به ازای هر یک دقیقه که چشمهایم را می بندم٬شصت ثانیه نور وروشنایی را از دست داده ام.

وقتی دیگران به عقب برمیگشتند٬من جلو می رفتم و وقتی دیگران می خوابیدند من بیدار می ماندم...گوش می دادم  وقتی دیگران صحبت می کردند.و می فهمیدم که چگونه باید از خوردن یک بستنی شکلاتی لذت ببرم!

اگر خداوندبه من جرعه ای حیات می بخشید:ساده تر لباس می پوشیدم وچهره ام را به سمت افتاب بر می گرداندم و نه تنها جسمم ٬بلکه روحم را در برابر آفتاب عریان می ساختم.

خدای من !اگر من یک قلب داشتم٬تمام نفرتم را بر یخ می نوشتم آنگاه منتظر در امدن افتاب می ماندم.گل های رز را با اشکهایم آب می دادم و تا درد خارهای آنها٬وبوسهء گلبرگهای سرخ انها را حس کنم.

+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 12:28 توسط علیرضا آقائی راد |