زندگی سیبی است
گاز باید زد با پوست!
در هفته ای که گذشت خبر رسید که دوست خوب و نویسندهء آینده دارمان "وحیدمهیارنیا" در غم از دست دادن پدر به سوگ نشسته است." دی نا" این مصیبت را به ایشان و خانوادهء محترم این عزیز تسلیت می گویدو از خداوند منان تسلای خاطر بازماندگان و شادی روح آن مرحوم را خواستار است.
اما کوندرا در کنار تبحر غیر قابل انکار در امر نویسندگی داستان٬به همان میزان نیز در امر نقد وآسیب شناسی ادبیات داستانی توانمند وصاحب سبک می باشد.ودر این عرصه نیز رسالات ادبی پرمحتوا و نکته بینانه ای را به رشتهء تحریر درآورده است.یکی از این رسالات که اتفاقا یکی از آخرین آثار ترجمه شدهء کوندرا در ایران نیز می باشد "وصیت خیانت شده" نام دارد.کوندرا در این اثر نیز به مانند رسالهء دیگرش "دربارهءرمان" به بررسی وآسیب شناسی مقولات مختلف ادبی٬با زبان وسبک خاص خود نموده است.
بی شک خواندن این رسالهء تحقیقی برای علاقه مندان به ادبیات داستانی خالی از لطف نخواهد بود.
کتاب "وصیت خیانت شده" را انتشارات "نشروپژوهش فروزان" در سال ۱۳۸۴ ودر نوبت سوم به مبلغ ۲۴۰۰۰ ریال به چاپ رسانده است.
فاصلهءبی نهایت میان اندیشیدن خدایی واندیشیدن انسانی از اینجاست که اندیشیدن انسانی که منبعش حالت معین انسان بودن است٬تنها به دو صفت خدایی دست می تواند یافت."کسی که بخواهد چیزی را درک کند که در ژرفترین پایه های شناسایی ما وجود ندارد٬باید دارای روح و خردی بهتر و برتر از روح و خرد انسانی باشد."
شناسایی ما نسبت به حالات٬هرچند ارتباط با خدا داردو ناشی از خداست٬اما خدایی نیست.خدا نامحدود را به نحو نامحدود می اندیشد و آدمی محدود را به نحو محدود.با اینهمه خرد آدمی٬گرچه جزئی از جوهر خدایی نیست٬جزئی از فهم نامحدود خدا یعنی جزئی از حالت نامحدود است.هنگامی که ما چیزی را می فهمیم و در می یابیم٬می گوییم آن ایده در خداست.ولی (خدا نه از آن جهت که خدای نامتناهی است٬بلکه از آن جهت که از طریق طبیعت روح انسان متجلی می شود.)این که می گوییم خدا آن ایده را دارد بدین معنی است که خدا روح انسانی وایدهء آن چیز را در آن واحد دارد.یعنی روح انسانی٬ آن چیز را فقط به نحو ناقص می فهمد و در می یابد.
(بررسی فلسفهءاسپینوزا/نوشتهء:کارل یاسپرس
ترجمهء:محمد حسن لطفی/ناشر:انتشارات طرح نو)
یادمان امروز تقدیم به تو که با رفتنت داغ "واروژان" را بر دل موسیقی تازه کردی.
خوب بخوابی بابک موسیقی ایران و تولدت مبارک!
زن باصدای بلند فریاد زد:
دیگه از دست کارات خسته شدم.چراحواست رو جمع نمی کنی که اینهمه بلا سرت نیاد؟ یه بار که سرت رفت زیر ماشین و کنده شد٬باهزار زحمت دوباره دوختمش.یه بارم که نمی دونم یکی از چشمات رو کجا گم کردی٬مجبور شدم دکمهء پیرهنم رو بذارم به جای چشمت.حالا یکی از چشمات سیاهه واون یکی سبز! الانم که باید دستت رو بدوزم.آخه ذلیل شده تو حواست نیست که من وقتی دررو می بندم دستت لای در گیر نکنه و کنده نشه؟...
و زن بی تفاوت به آدمهایی که دورش جمع شده اند٬همچنان گوشهء پیاده رو نشسته و با عروسک صحبت می کند.!

تماشای این نمایش را به تمام دوستان و علاقه مندان به تئاتر جدا توصیه می کنم.
آدمی گیتی را وظیفه دار زیبایی ها می پندارد٬وه که خویشتن را به عنوان چرایی وآفرینندگی آن زیبایی ها بس فراموش کرده است.آری تنها همو ایثارگر زیبایی به دنیاست.افسوس از یک زیبایی بس انسانی و هیچ چیز جز بسیار انسانی!...به راستی آدمی خویشتن را در چیزهایی باز می تاباند٬همو که نقش اورا باز می تاباند٬در نگاهش زیبا می نماید.داوری دربارهءزیبایی٬خودخواهی نوع انسان است!
(غروب بتان(چگونه با پتک فلسفه نوشت)/فردریش نیچه
ترجمهء:مسعودانصاری/انتشارات:جامی)
بر بلندای این سبک نگارش نیز نام کسی به چشم می خورد که جهان ادبیات بسیار وامدار اوست.
۱۳ خرداد امسال٬مصادف است با ۳ جون.روزی که در سال ۱۸۸۳ میلادی به واسطهء تولد "فرانس کافکا" در تاریخ ماندگار شد!
حالا غم نامهء من به دست توست٬ای همیشه شرقیه خونه به دوش
ای غزلگریهء شبهای سکوت٬ای تو رود پرتلاطم وخروش
اهل هر قصه ای وقبیله ای٬تو عزیزی واسه من مثل نفس
با تو جون گرفته این زخمیه پیر٬کنج این همیشه بسته این قفس
تو مسافری از اینجا تا خدا٬موندنت مرگ تمام قصه هاس
اما من راهی به فردا ندارم٬آخه تو قفس نصیبم غصه هاس
هرجا رفتی ای مسافر ای عزیز٬تو به کفترای خسته دون بده
من اگه اسیر چنگال شبم٬توبه خورشید طلایی جون بده
تو همیشه پر غروری نازنین٬نکنه خستگی پرپرت کنه
نکنه خاطرهء فردای من تورو یادش بره از برت کنه
نباید به پشت سر نگاه کنی٬آخه راه رفته دیدن نداره
توی این باغ همیشه بی بهار٬گل عشق من که چیدن نداره
تو برو سفر به خیر ای مهربون٬همهءامید فردا مال توست
انتهای این سفر هرچی باشه٬رهایی هدیه به این پرهای توست
*در بیت آخر این ترانه٬"مال توست"و"پرهای توست"با هم هم قافیه
نیستند.اما در اقدامی بی سابقه٬علمای وزارت ارشاد بعد از ایجاد این
تغییرات به کار مجوز دادند!!!!