تبليغاتX
دی نا
                                                     "اول وآخر یار"

زندگی سیبی است

                           گاز باید زد با پوست!

در هفته ای که گذشت خبر رسید که دوست خوب و نویسندهء آینده دارمان "وحیدمهیارنیا" در غم از دست دادن پدر به سوگ نشسته است." دی نا" این مصیبت را به ایشان و خانوادهء محترم این عزیز تسلیت می گویدو از خداوند منان تسلای خاطر بازماندگان و شادی روح آن مرحوم را خواستار است.

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 14:52 توسط علیرضا آقائی راد |

طلوع کن طلوع کن که یخ زده نگاه عشق!tolue

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 14:17 توسط علیرضا آقائی راد |

بعد از شنیدن نام"میلان کوندرا"اولین چیزی که به ذهن علاقه مندان به ادبیات در ایران می رسد٬نویسندهء رمانها ومجموعه داستانهای معروفی چون:بارهستی.عشقهای خنده دار.زندگی جای دیگری است.مهمانی خداحافظی و... می باشد.ادیب و نویسندهء چک تبار مقیم فرانسه که بی شک اگر نگوییم معروفترین٬اما به جرأت جزو سه نویسندهء معروف خارجی در کشورمان ودر حیطهء ادبیات داستانی است.تاثیر قلم کوندرا به واسطهء زاویهء دیدش نسبت به پیرامون خود٬ونگاه مو شکافانه و گاهی تا حدودی بدبینانه اش ٬بر بسیاری از نویسندگان داخلی و حتی جهانی غیر قابل انکار است.

اما کوندرا در کنار تبحر غیر قابل انکار در امر نویسندگی داستان٬به همان میزان نیز در امر نقد وآسیب شناسی ادبیات داستانی توانمند وصاحب سبک می باشد.ودر این عرصه نیز رسالات ادبی پرمحتوا و نکته بینانه ای را به رشتهء تحریر درآورده است.یکی از این رسالات که اتفاقا یکی از آخرین آثار ترجمه شدهء کوندرا در ایران نیز می باشد "وصیت خیانت شده" نام دارد.کوندرا در این اثر نیز به مانند رسالهء دیگرش "دربارهءرمان" به بررسی وآسیب شناسی مقولات مختلف ادبی٬با زبان وسبک خاص خود نموده است.

بی شک خواندن این رسالهء تحقیقی برای علاقه مندان به ادبیات داستانی خالی از لطف نخواهد بود.

کتاب "وصیت خیانت شده" را انتشارات "نشروپژوهش فروزان" در سال ۱۳۸۴ ودر نوبت سوم به مبلغ ۲۴۰۰۰ ریال به چاپ رسانده است.

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 14:7 توسط علیرضا آقائی راد |

                                          "اندیشیدن انسانی واندیشیدن خدایی"

فاصلهءبی نهایت میان اندیشیدن خدایی واندیشیدن انسانی از اینجاست که اندیشیدن انسانی که منبعش حالت معین انسان بودن است٬تنها به دو صفت خدایی دست می تواند یافت."کسی که بخواهد چیزی را درک کند که در ژرفترین پایه های شناسایی ما وجود ندارد٬باید دارای روح و خردی بهتر و برتر از روح و خرد انسانی باشد."

شناسایی ما نسبت به حالات٬هرچند ارتباط با خدا داردو ناشی از خداست٬اما خدایی نیست.خدا نامحدود را به نحو نامحدود می اندیشد و آدمی محدود را به نحو محدود.با اینهمه خرد آدمی٬گرچه جزئی از جوهر خدایی نیست٬جزئی از فهم نامحدود خدا یعنی جزئی از حالت نامحدود است.هنگامی که ما چیزی را می فهمیم و در می یابیم٬می گوییم آن ایده در خداست.ولی (خدا نه از آن جهت که خدای نامتناهی است٬بلکه از آن جهت که از طریق طبیعت روح انسان متجلی می شود.)این که می گوییم خدا آن ایده را دارد بدین معنی است که خدا روح انسانی وایدهء آن چیز را در آن واحد دارد.یعنی روح انسانی٬ آن چیز را فقط به نحو ناقص می فهمد و در می یابد.

                                                   (بررسی فلسفهءاسپینوزا/نوشتهء:کارل یاسپرس

                                                    ترجمهء:محمد حسن لطفی/ناشر:انتشارات طرح نو)

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 13:52 توسط علیرضا آقائی راد |

۲۳خرداد امسال اولین سالگرد میلاد بابک بیات را بدون حضورش تجربه کردیم.آدم به همه چیز عادت میکند٬حتی به جشن تولد پس از مرگ!

یادمان امروز تقدیم به تو که با رفتنت داغ "واروژان" را بر دل موسیقی تازه کردی.

خوب بخوابی بابک موسیقی ایران و تولدت مبارک!

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 13:35 توسط علیرضا آقائی راد |

                                                     "تیمارستان"

زن باصدای بلند فریاد زد:

دیگه از دست کارات خسته شدم.چراحواست رو جمع نمی کنی که اینهمه بلا سرت نیاد؟ یه بار که سرت رفت زیر ماشین و کنده شد٬باهزار زحمت دوباره دوختمش.یه بارم که نمی دونم یکی از چشمات رو کجا گم کردی٬مجبور شدم دکمهء پیرهنم رو بذارم به جای چشمت.حالا یکی از چشمات سیاهه واون یکی سبز! الانم که باید دستت رو بدوزم.آخه ذلیل شده تو حواست نیست که من وقتی دررو می بندم دستت لای در گیر نکنه و کنده نشه؟...

و زن بی تفاوت به آدمهایی که دورش جمع شده اند٬همچنان گوشهء پیاده رو نشسته و با عروسک صحبت می کند.!

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 13:15 توسط علیرضا آقائی راد |

خودسوزی یک روحانی تبتی در اعتراض به محدودیت های دینی اعمال شده از سوی دولت حاکمهء چین.

azadi

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 15:43 توسط علیرضا آقائی راد |

با آغاز سال جدید و پس از انجام مرمت و بازسازی مجموعهءتئاتر شهر٬ادارهء تئاتر وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی٬ دست به ابتکاری جدید در تئاتر ایران زد و نمایش های مورد استقبال قرار گرفته در سال گذشته را دوباره به صحنه برد.در چند هفتهء گذشته٬شاهد اجرای نمایش"ددالوس وایکاروس" به نویسندگی وکارگردانی "همایون غنی زاده"که جزو پر فروش ترین نمایشهای اجرا شده در سال قبل هم بود ٬بودیم.و از هفتهء جاری(۱۲ خرداد)یا پس از ایام سوگواری پیش رو٬یکی دیگر از آثار موفق سال قبل٬به اجرا در خواهد آمد.نمایش"کالون و قیام کاستلیون"با بازنویسی "حمید نعیمی"و کارگردانی "آرش دادگر"که در سالن سایه به صحنه خواهد رفت.

تماشای این نمایش را به تمام دوستان و علاقه مندان به تئاتر جدا توصیه می کنم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 15:36 توسط علیرضا آقائی راد |

هیچ چیز قراردادی تر٬یا به بیانی دیگر محدودتراز احساسی نیست که ما از زیبایی داریم.اگر کسی بخواهد آنرا نمود گونه ای کامیابی بنمایاند که انسان در انسانی دیگر باعث آن است٬بی درنگ از راه بیراه می شود.زیبایی ـــ درخود ـــ تنها یک واژه است.حتی گونه ای انگاره نیز نیست.در گسترهءزیبایی٬آدمی خویشتن را سنجهء کمال حس می کند٬آنگاه در بهترین هنگام٬آنرا می پرستد.

آدمی گیتی را وظیفه دار زیبایی ها می پندارد٬وه که خویشتن را به عنوان چرایی وآفرینندگی آن زیبایی ها بس فراموش کرده است.آری تنها همو ایثارگر زیبایی به دنیاست.افسوس از یک زیبایی بس انسانی و هیچ چیز جز بسیار انسانی!...به راستی آدمی خویشتن را در چیزهایی باز می تاباند٬همو که نقش اورا باز می تاباند٬در نگاهش زیبا می نماید.داوری دربارهءزیبایی٬خودخواهی نوع انسان است!

                                                (غروب بتان(چگونه با پتک فلسفه نوشت)/فردریش نیچه

                                                  ترجمهء:مسعودانصاری/انتشارات:جامی)

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 15:25 توسط علیرضا آقائی راد |

مسخ٬مهمان مردگان٬شمشیر٬قصر٬محاکمه و... نامهایی آشنا برای علاقه مندان به ادبیات داستانی است. نامهایی که پیش وبیش از آنکه نام تعدادی داستان باشند٬یادآور سبکی خاص ونوین در زمان خود هستند که ادبیات داستانی جهان و ایران را تحت تاثیر قرار داد.به گونه ای که بزرگ مرد ادبیات ایران٬صادق هدایت  از طرفداران و ترویج گران این سبک بود. این مکتب ادبی را چه پوچ گرایی بنامیم چه رواج دهندهءناامیدی و یاس٬نمی توانیم از کنار تاثیرات غیر قابل انکارش در شکل گیری مکاتب بعدی و در نهایت مکتب پست مدرن به راحتی گذر کنیم.

بر بلندای این سبک نگارش نیز نام کسی به چشم می خورد که جهان ادبیات بسیار وامدار اوست.

۱۳ خرداد امسال٬مصادف است با ۳ جون.روزی که در سال ۱۸۸۳ میلادی به واسطهء تولد "فرانس کافکا" در تاریخ ماندگار شد!

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 15:12 توسط علیرضا آقائی راد |

ترانهء رهایی را سال ۸۲ سرودم و در سال ۸۴ با آهنگسازی احسان صبوحی  و صدای پژمان فروتن اجرا شد. این ترانه را تقدیم می کنم به "نیما ایمانی" که رفیق است وزلال.

حالا غم نامهء من به دست توست٬ای همیشه شرقیه خونه به دوش

ای غزلگریهء شبهای سکوت٬ای تو رود پرتلاطم وخروش

اهل هر قصه ای وقبیله ای٬تو عزیزی واسه من مثل نفس

با تو جون گرفته این زخمیه پیر٬کنج این همیشه بسته این قفس

تو مسافری از اینجا تا خدا٬موندنت مرگ تمام قصه هاس

اما من راهی به فردا ندارم٬آخه تو قفس نصیبم غصه هاس

هرجا رفتی ای مسافر ای عزیز٬تو به کفترای خسته دون بده

من اگه اسیر چنگال شبم٬توبه خورشید طلایی جون بده

تو همیشه پر غروری نازنین٬نکنه خستگی پرپرت کنه

نکنه خاطرهء فردای من تورو یادش بره از برت کنه

نباید به پشت سر نگاه کنی٬آخه راه رفته دیدن نداره

توی این باغ همیشه بی بهار٬گل عشق من که چیدن نداره

تو برو سفر به خیر ای مهربون٬همهءامید فردا مال توست

انتهای این سفر هرچی باشه٬رهایی هدیه به این پرهای توست

                                        *در بیت آخر این ترانه٬"مال توست"و"پرهای توست"با هم هم قافیه 

                                          نیستند.اما در اقدامی بی سابقه٬علمای وزارت ارشاد بعد از ایجاد این

                                          تغییرات به کار مجوز دادند!!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 14:58 توسط علیرضا آقائی راد |