
براتیگن از برجسته ترین نویسندگان نسل بیت(ونه سبک بیت)آمریکااست.ومی توان گفت که" صیدقزل آلا درآمریکا"حتی درقیاس با دیگر آثار خودنویسنده وآثار دهه های بعدی سایرنویسندگان٬ازشاخص ترین ورادیکالترین نمونه های تولیدادبیات پست مدرن است.به گفتهءیکی ازمنتقدان ادبی هم عصرانتشار کتاب٬ براتیگن در"صیدقزل آلا درآمریکا"دست به آفرینش ژانری یک سره نو می زند٬چندان که می توان انتظار داشت مردم درآینده ای نه چندان دور"براتیگن بنویسند"همانگونه که امروز"رمان می نویسند".
خود ریچاردبراتیگن در توضیح آنچه رخ دادتا امروز به عنوان نویسنده ای بزرگ شناخته شود می گوید:
"من هفت سال شعرنوشتم که یادبگیرم چطور جمله بنویسم.چون واقعا می خواستم رمان بنویسم و تصور می کردم تاوقتی نتوانسته ام جمله ای بنویسم٬رمان هم نمی توانم بنویسم."
رمان "صید قزل آلا درآمریکا"نوشتهء"ریچاردبراتیگن"را نشر نی با ترجمهء"هوشیارانصاریفرد"و به قیمت ۲۰۰۰۰ریال به چاپ رسانده است.دی نا٬خواندن این شاهکار پست مدرن جهان را در ایام عید به شما عزیزان توصیه می کند.
به همین راحتی.خبرکوتاه بودوشوک دهنده.
یک روز صبح بی هواومثل همیشه ازخواب بیدارمی شوی وناگهان می بینی یک نفردیگرازافرادسرشناس جامعه ات ازمیان مارفته.ودوباره سوگنامه وپیام های تسلیت وبرنامه های تلویزیونی ورادیویی بامجریان متألم ومهمانان بغض کرده٬چندساعتی ازهمه طرف به سمتت هجوم می آورند.بعددریک صبح عادی٬پیکرآن فردتشییع می شودومی رود تاآرام بگیرددرقطعه ای وقبری.درادامه چندروزی دوباره برای خالی نبودن عریضه مراسمی وتجلیلی وبعد...فراموشی!واصلایادکسی نمی ماند که روزگاری مردی بوده که خیلیها ازنامش بالا می رفتندوپزمی دادند.اصلاقرارنیست درلابلای بحث بودجهءسال ودرگیریهای هسته ای وبیخ پیداکردن ماجرای اصل۴۴کسی یادش بماندکه هنرمندان ریه های یک جامعه اند.یا کسی یک لحظه ازخودش بپرسد چرااین اواخراینقدرمرگ ومیردربین اقشارروشنفکروهنرمندان زیادشده؟
راستی ملاقلی پورچندمین امسال بود؟
درمان خوبی است برای بی خوابی.ازاین به بعدبه جای ستاره وگوسفند٬هنرمندان فقید سال ۸۵ رابشمارید.!
یادمان امروز تقدیم به خاطرهء رسول ملاقلی پور و ناصرعبدالهی.
در این بخش قسمتی از فصل "عشق"این کتاب را می خوانیم:
آنگاه "المیترا"گفت باماازعشق سخن بگو
پیامبرسر برآوردونگاهی به مردم انداخت.سپس با صدایی ژرف ورسا گفت:
هرزمان که عشق اشارتی به شماکرد درپی او بشتابید٬هرچندراه اوسخت وناهموارباشد.
وهرزمان بالهای عشق شمارادربرگرفت خودرا به اوبسپارید٬هرچندکه تیغهای پنهان در بال وپرش ممکن است شمارا مجروح کند.
وهرزمان که عشق باشما سخن گویداوراباورکنید٫هرچنددعوت او رؤیاهای شما راچون بادمغرب درهم کوبدوباغ شما راخزان کند.
زیراعشق چنانکه شمارا تاج برسر می نهد٬به صلیب نیزمی کشد.وچنانکه شما رامی رویاند٬شاخ وبرگ شمارا هرس می کند!
(پیامبر/نویسنده:جبران خلیل جبران/
مترجم:دکترحسین الهی قمشه ای/
انتشارات روزنه)
که ازمیان این خیل مردگان
یکی هنوزشبها عاشقانه میخواند!
فرداصبح همین آسمان همیشگی بودوکثرت بغض وبوتیک وهمهمه
گفتم:
راه دریا را نشانی اگرمانده هنوز
دریغش مکنید از این خستهءجا مانده!
آب هم از آب تکان نخورد.
حالا هی سربکوبیم به دیوارآرزو
تا بلکه بازشودروزنی به روزگاری سبز.
اینجا چقدر زندگی ظالم
چقدرآغوش خاک سرد
وچقدر راه دریا دوراست.
ماقرارمان این نبود!
قرارنبودبیاییم وآه بکشیم و
سیگارپشت سیگار دودکنیم و
تامی آیدحالیمان شودکجای قصه وزندگی
خاطره ای شویم کنج ذهن خاک گرفتهءدیگران.
ماازهراس مرگ اینهمه درتکاپوییم؟
مگرنه اینکه:
"مردگان این سال عاشق ترین زندگان بودند؟"۱
------------------------------------------------------------------------------------------------- ۱.وامی از شاملوی بزرگ
مکان:تهران. اتوبان اشرفی اصفهانی.بعداز تقاطع مرزداران.کانون اجتماعی جوانان
زمان:دوشنبه ها از ساعت ۱۷الی ۱۹
